قهرمان ميرزا عين السلطنه
3580
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نمىشود متصل قشون آورد و برد . فرمانفرما و قنسول روس فرمانفرما با هزار تملق از عدل الممالك قونسل را يك روز خانهء خود برد و دو روز بعد بازديد كرد . كار ايران و ايرانيها به واسطهء سوء تدبير خودشان و مملكتدارى چهارتا بقال و بنكدار [ و ] گيوهكش به اينجا رسيده كه اولين رجال اين ملك به اين تملق قنسول را به خانهء خود آورده و به خانهء او برود . عليشير نايب الحكومه در الموت تلگرافى به طهران كردم كه يا حكم روانه ، يا محكوم به آمدن هستم . قنسول طفره مىزند اما كسى هم سراغ من براى ماليات نيامده . على شير در الموت آتش برپا كرده متصل رعايا را گرفته چوب مىزند جريمه مىكند . يوسف معلوم شد اول علاف بوده چهار مرتبه ورشكست شده به همهكس بدهكار است . از پارسال خربوزهفروشى باز كرده ، حالا كه خربوزه تمام شده به حكومت الموت آمده ! سند سه خروار زغال چند سال قبل او جيب عدل الممالك بود . على شير از آن پدرسوختههاست ، نزد اقتدار السلطنه بوده . زهرائى است . ميرزا احمد خان سررشتهدار فوج ديدن آمد گفت خيلى غريب است شما على شير را الموت گذاشته و خودتان شهر آمدهايد . باشد تا دو روز ديگر تمام الموت را برهم بزند . امروز حكمى روانه شد دخالت در امر ماليات نكند . بلكه حاكم گفته بود من او را هيچ نمىشناسم ، ماليه اين انتخاب را كرده نوشتم بيايد . آمدن روس رفعت السلطان كاروانسراى جديدى ساخته براى اجاره دادن به روسها . ديوانه شده و گويا مشكل است اجاره كنند . باطنا صاحبان خانه ، كاروانسرا و كسبه از آمدن روس خوشحال مىباشند . دلالهاى آنها از چندى قبل مقدار زيادى كاه و يونجه گندم هيزم جو انبار كردهاند . سيمون ارمنى تمام جنس قزوين را خريده مردم همه بهواسطه آنكه مجاهدين دم دروازه بارها را مىگرفتند همه به سيمون ارمنى تبعهء روس فروختهاند كه سالما وارد مىشود و مجاهدين جلوگيرى نمىتوانند بكنند . مجاهدين ارمنى طهران رفتند . اين ارامنه چنان قدرت و تسلطى به سر اهل قزوين پيدا نمودهاند كه اندازه ندارد ، همانطور كه ما سابق به يهود نگاه و رفتار مىكرديم اينها به ما مىكنند .